بیانیه انجمن در پی بی‌احترامی تنی از کارگردانان به خبرنگاران

انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر در واکنش به برخورد غیر فرهنگی تنی چند از کارگردانان تئاتر با خبرنگاران فعال این حوزه، بیانیه‌ای صادر کرد.
به گزارش سایت ایران تئاتر متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
بر این باوریم که تئاتر به یاری رسانه‌های جمعی ماندگارتر می‌شود و شاهد بوده‌اید که اهالی رسانه خود را جدا از بدنه تئاتر کشور ندیده‌اند؛ رسانه‌نگاران با وجود استدلال‌های مدیران و صاحبان رسانه مبنی بر محدودیت مخاطبان هنر تئاتر، بنا بر وظیفه‌ای که در صیانت از جایگاه این هنر ارزشمند احساس کرده‌اند، با کمترین منافع شخصی برای اطلاع‌رسانی کوشیده و در برابر تمام بی‌مهری‌ها و دشواری‌ها بر حفظ صفحات و دقایق باقی مانده برای تئاتر در رسانه‌های جمعی ایستادگی کرده و می‌کنند. از دیگر سو بی شک پژوهش در عرصه تئاتر میسر نمی‌شود؛ مگر به کمک آرشیوی که از مطالب مربوط به هر اجرا در رسانه‌ها موجود است. اگر در همین باره نشانی می‌خواهید؛ شما را به دیوارهای داخلی مجموعه تئاترشهر ارجاع می‌دهیم که مزین به اطلاعات رسانه‌ای نمایش‌هایی است که امروز به گرامی‌ترین خاطرات ما بدل شده‌اند. غالباً تعامل اهالی رسانه و تئاتر تاکنون از پس فراز و فرودهای زمان، اخلاقی و زیبنده هر دو سو بوده است.
چنان که آگاهید اهالی رسانه در فعالیت از چارچوب تعریف شده و مشخصی تحت عنوان،اخلاق رسانه، برخوردارند که رعایت آن همواره از سوی دست‌اندرکاران این حوزه مورد تاکید بوده و هست.
اما اخیراً برخوردهای غیر فرهنگی تنی چند از کارگردانان محترم تئاتر، در پی برنتابیدن نقد و نظر رسانه‌نگاران بر تعامل میان تئاتر و رسانه سایه افکنده و کدورت‌هایی را به همراه داشته که به گمان ما زیبنده تئاتر نیست.
انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر ضمن دل آزردگی از این برخوردهای غیر فرهنگی این حق را بر خود محفوظ می‌دارد که دستکم در قبال اعضای خود و براساس رسالت صنفی، در صورت تکرار رفتارهای غیر فرهنگی، از طریق روش‌های حقوقی اقدامات لازم را انجام دهد.
بی‌شک دیالوگ و تعامل میان رسانه و تئاتر می‌تواند در بالندگی این هنر تاثیری مضاعف داشته باشد. امید که چنین بادا.

بیانیه مرثیه ای برای تئاتر

انجمن منتقدان و نویسندگان تئاتر ایران وظیفه خود می داند تا ناملایمات کنونی تئاتر کشور را به اطلاع عموم برساند.

واقعیت این است که سیاست های حاکم بر جامعه تئاتر پیوسته  و سخت گیرانه و امکان فعالیت در این زمینه دشوارتر می شود. کمتر نمایشی توان جذب مخاطب در حد یک سالن پیدا می کند. چرا که سانسور در حین تصویب متن و سپس پیش از اجرا و در حین اجرا چنان ضربه ای به آفرینش هنری وارد آورده که دیگر انتظار مشاهده اثری درخشان به رویایی دست نیافتنی تبدیل شده است. برخی فعالان حرفه ای این رشته به دلایل واهی از صحنه دور مانده اند،متن های بی محتوا و اجراهای ضعیف ،علاقه مندان تئاتر را خانه نشین کرده است. تشویق بستر سازی و راه گشایی هم که تاکنون در دستور کار مدیران نبوده، می رود که تار و پود این مادر همه هنرها را هم بگسلد. تئاتر که برای جهانیان پیام آور صلح و سرور و امید است در کشور ما بی پشتیبان رها شده و برخی متولیان امر نیز اغلب با سکوت، فرصت سوزی می کنند و کل کار در نهایت به تغییر چند مدیر خلاصه می شود و تحولی اساسی در عرصه تئاتر رخ نمی دهد. بودجه سالانه افزایش می یابد ولی مشکلی حل نمی شود. امروزه وضع معیشتی فعالان تئاتر تاسف بار شده و هیچ سخت کوشِ این بستر هنری نمی تواند زندگی خویش را تامین کند.صدها جوان شیفته تئاترِ فارغ التحصیل دانشکده های کشور نه تنها جذب تئاتر نمی شوند بلکه از انتخاب چنین رشته ای سرخورده شده اند و نمی توانند آینده ای برای خود ترسیم کنند. تئاتر شهرستان رفته رفته معنا و مفهوم خود را از دست می دهد و در کلان شهر تهران هم جز مجموعه تئاتر شهر و چند سالن دیگر تلاشی برای راه اندازی مجموعه های جدید مشاهده نمی شود.

اگر زمزمه ای هم هست، در حد حرف است. هزاران فعال تئاتر، آینده ای روشن برای حرفه شان حس نمی کنند و منتقدان رغبتی برای نوشتن نمی یابند.

انجمن منتقدان و نویسندگان تئاتر بر این باور است که تا زمانی که سیاست های یک سویه متولیان فرهنگی کشور بدون توجه به نیاز مخاطبان و هنرمندان دنبال شود، جز آسب جدی و چه بسا جبران ناپذیر، چیزی نصیب جامعه تئاتری نخواهد شد.

یادآور می شویم که تئاتر کشور آینه تمام نمای فعالیت های هنری است. هر چه فضای تنفسی تئاتر محدودتر شود،آسیب های اجتماعی هم فزاینده تر می گردد و محدودیت هنری بر مسمومیت جامعه می افزاید. بنابراین تنها راهی که می ماند بازنگری جدی در سیاست های تنگ نظرانه، حذف بی درنگ محدودیت ها و فرصت  دادن به استعدادهای جوان و نوجو و همه خانواده تئاتر است تا بتوان جامعه ای سرشار از سرور و امید به آینده داشت. هر اقدامی غیر از این،  تئاترستیزی است و نتیجه معکوس می دهد.

(۱۳/۲/۸۶)