بیانیه درخصوص بحرانی که مجموعه تئاترشهر را تهدید می‎کند

متاسفانه به نظر می رسد مجموعه فرهنگی تئاتر شهر در شبکه ای از سوء مدیریت ها گرفتار شده و طی  دو دهه گذشته دیگر آموخته ایم که هر روز باید در انتظار شنیدن خبر ناگواری درباره این مهمترین ساختمان تئاتر کشور باشیم. روند سال های اخیر، با تغییر مدیریت های پی در پی مجموعه تئاتر شهر، تغییرات مداوم در شهرداری تهران، حذف حصارهای مجموعه تئاتر شهر، پرونده پرحاشیه «بازسازی» مجموعه مذکور، احداث ایستگاه مترو در نزدیکی این مجموعه و از همه مهمتر پروژه پرابهام ساخت و ساز در ضلع جنوبی این بنای ملی و فرهنگی، فضایی را فراهم کرده که چندان نمی توان به وعده های خوش مسوولین مبنی بر حل مشکلات این مجموعه امیدوار بود. پیچیدگی های پروژه ساخت و ساز در ضلع جنوبی مجموعه تئاتر شهر که هنوز پس از نزدیک به ۶ سال در مورد ماهیت آن اطلاع رسانی دقیقی از سوی دستگاه های مربوطه صورت نگرفته است، نمونه ای از فضای پر ابهام و تصمیم گیری ها و توافق های مدیران در پشت درهای بسته و به دور از چشم ناظران افکار عمومی است که انتقادها و اعتراض های افراد و نهادهای مستقل را به هیچ می گیرد. این پروژه که در آغاز به سادگی به عنوان ساخت مسجدی برای رفع نیاز اهل محل با تصاحب پارکینگ مهمترین مرکز تئاتر کشور آغاز شد، به تدریج عناوینی تازه یافت و تبدیل به مجتمع فرهنگی و مذهبی و اخیرا تجاری شد و هنوز هم پس از بیش از ۶ سال مشخص نیست به راستی چه قدرتی و اراده ای در پشت ساخت این مجتمع وجود دارد که علی رغم تمام هشدارها و اعتراض های دوستانه افراد و نهادهای مستقل و حتی دولتی در خصوص درباره تاثیر ویران کننده این پروژه بر ساختمان تئاترشهر، تا کنون کسی نتوانسته مانع این تصمیم ناصحیح شود و تنها پاسخ قابل توجه به اعتراض عمومی، کشیده شدن حصاری بلند به دور زمین جنوبی تئاترشهر بود که آنچه در این زمین رخ می داد را از انظار عمومی پنهان می کرد. طرفه آنکه زمانی که پیش بینی های افراد و نهادهای مستقل، که شاهد بلعیده شدن تدریجی کوچه میان زمین مذکور و رسیدن گودال حفر شده به دیواره های تئاترشهر بودند، حقیقت یافت و بخشی از دیواره جنوبی این ساختمان فرو ریخت و آسیب جدی دید، هیچ یک از مدیران دستگاه های دولتی خود را مسئول ندیدند و تنها واکنش کسانی که با «عمل» یا «انفعال» خود در وقوع فاجعه نقشی موثر داشتند، متهم کردن «دیگران» بود. رئیس انجمن نمایش وقت به «دفترحقوقی وزارت ارشاد» معترض شد که طی ۲ سال گذشته به گزارش های مسئولان تئاتر بی توجه بوده اند، رئیس مرکز هنرهای نمایشی «سازمان میراث فرهنگی» را متهم به کم کاری در حفظ این اثر ملی کرد، رئیس سازمان میراث فرهنگی به «شهرداری تهران» معترض شد که ساخت و ساز در حریم تئاترشهر بدون هماهنگی های لازم با این سازمان صورت گرفته است، شهرداری تهران مسئولیت این پروژه را به عهده «سازمان گسترش فضاهای فرهنگی» گذاشت و مسئول« رسیدگی به امور مساجد» هم هرگونه ارتباطی بین فروریختن بخشی از دیواره تئاترشهر و حفاری در کنار آن را به کلی تکذیب و آن را حاصل «انفجار لوله گاز» معرفی کرد. و البته ناگفته همه می دانند که در آن زمان هیچ گاه مقصری به دادگاه خوانده نشد و تمام این اعتراض ها و فرو ریختن بخشی از تئاتر شهر هم نتوانست موجب بازگشتن مسوولان از این تصمیم ناصواب و مانع ادامه عملیات ساخت و ساز در حاشیه «تئاترشهر» شود؛ این بار نیز مدیران و مسئولان ترجیح دادند با مجموعه ای توافق ها در پشت درهای بسته همه چیز را فیصله دهند و بگذارند ساخت «مجتمع» مذکور در پشت حصارهایی بلندتر، که حالا با روکشی چوبی زیباسازی شده بود، ادامه یابد و در میان تعطیلی طولانی مدت تئاترشهر برای بازسازی، بی سر و صدا پیش رود و هر ساعت برگشت ناپذیرتر شود.  اکنون پس از عملیات پرهزینه و ناتمام بازسازی تئاترشهر، که هرنوع انتقادی از آن به نظر مدیران «سیاه نمایی» و «بی انصافی» تلقی می شود، بار دیگر خبر به وجود آمدن ترک های تازه در ساختمان مجموعه تئاترشهر شنیده می شود.

در برابر نگرانی رو به افزایش هنرمندان تئاتر درباره ترک های جدید در ساختمان تئاتر شهر، مهمترین واکنش های مسوولان از یک سو، اظهار نظر مدیرعامل «شرکت توسعه فضاهای فرهنگی» شهرداری تهران بوده، که به سادگی هر نوع ارتباطی بین این ترک ها با گودال حفر شده در کنار فونداسیون مجموعه تئاتر شهر را تکذیب کرده اند و ترک های جدید را به دلیل قدمت ساختمان تئاترشهر و عوارض مربوط به عملیات بازسازی این ساختمان ارزیابی کرده اند، و از سوی دیگر رئیس مرکز هنرهای نمایشی – به عنوان متولی تئاتر کشور- با آرامش کامل آسیب های وارده را اثر ساخت و سازهای مترو و مجتمع فرهنگی و مذهبی توسط شهرداری تهران دانسته و پس از ابراز احترام به تمام مسوولان و متولیان با صحبت از لزوم مقاوم سازی ساختمان مجموعه تئاترشهر در مورد حوادث احتمالی بعدی از خود رفع مسوولیت کرده اند. و البته باز سکوت معنادار متولی پنهان ساخت مجتمع در ضلع جنوبی تئاتر شهر، که ظاهرا از مسببین اصلی آسیب دیدن این بنای فرهنگی محسوب می شود، خبر از حضوری می دهد که خود را فراتر از مدیریت های فرهنگی، هنری و اجتماعی می داند.  به این ترتیب به نظر می رسد باز هم قرار است سنگینی بار احساس مسئولیت بر دوش افراد و نهادهای مستقل باقی بمانده که به شکل مداوم نگرانی رو به افزایش خود را از امنیت و آینده نامطمئن ساختمان تئاترشهر ابراز می کنند. در طی سال های گذشته اهالی تئاتر بارها انتقاد خود را از آنچه بر مجموعه فرهنگی تئاترشهر می رود بیان کرده‎اند و منتقدان، نویسندگان و خبرنگاران حوزه تئاتر نیز بنا بر وظیفه ای که به عنوان نماینده افکار عمومی بر عهده داشته اند، در حد توان خود در انعکاس این نظرها کوشیده اند. اکنون نیز با توجه به اخباری که درمورد ایجاد ترک های جدید در ساختمان مجموعه تئاترشهر شنیده می شود، انجمن نویسندگان و منتقدان خانه تئاتر به عنوان صنفی بی طرف، بر خود لازم می داند ضمن درخواست از همکاران و اعضای خود برای هشیاری در برابر شایعه پراکنی ها و موج سازی های کاذبی که قرار است تنها در رقابت های جناحی کاربرد داشته باشند و نتیجه ای برای خانواده تئاتر ندارد، توجه هنرمندان و رسانه های جمعی و مسوولان امر را به امر بدیهی ارتباط مستقیم امنیت ساختمان مجموعه تئاترشهر با جان گروه وسیعی از شهروندان، اهمیت این ساختمان در ساختمان فرهنگی کشور و افزایش نگرانی عمومی نسبت به آینده  این ساختمان مهم فرهنگی جلب کند. بر همین اساس علی رغم آنکه احساس می شود سایه رقابت های  سیاسی میان دستگاه های فرهنگی، بر هرچه راز آمیزتر شدن آنچه بر تئاترشهر می رود، افزوده و شفافیت و صداقت را از فضای اطلاع رسانی گرفته و بالا رفتن هزینه در فعالیت اطلاع رسانی برای فعالان مطبوعاتی (که گاه در برابر گزارش های انتقادی خود به راحتی از سوی مدیران دولتی به «سیاه نمایی» و «جنجال آفرینی» و «دروغ گویی» و در محترمانه ترین شکل «بی انصافی» متهم می شوند) موجب شده است که در سکوت و خلاء اطلاع رسانی دقیق توسط دستگاه های دولتی و کشوری و اصحاب قدرت، شایعات و شنیده های ناموثق جای اطلاعات را پرکنند، اما با توجه به گستردگی اقداماتی که مجموعه تئاتر شهر را به وضعیت فعلی رسانده است، لازم می دانیم یک بار از تمام موثرین در این روند بخواهیم که با شفافیت و مسوولیت پذیری درباره وضعیت فعلی و آینده تئاتر شهر در برابر رسانه های جمعی حاضر شوند و سخن بگویند؛ بر این اساس به نمایندگی از افکار عمومی و بنابر وظیفه ای که به عنوان اصحاب رسانه و منتقد بر عهده گرفته ایم، از: اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، شهرداران پیشین و حال تهران (از سال ۱۳۷۰ تا امروز)، اعضای شورای شهر تهران (از آغاز تا امروز)، معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (از دوره مدیریت مرتضی کاظمی تا امروز)، مدیران مرکز هنرهای نمایش (از دوره مدیریت مجید شریف خدایی تا امروز)، مدیران شرکت قطارهای شهری (مترو)، مسوولان سازمان رسیدگی به امور مساجد و مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری می خواهیم که میزان مسوولیت خود را در قبال آنچه بر تئاترشهر می رود را اعلام کنند و از هم اکنون مسوولیت خود را دربرابر تمام حوادث احتمالی آینده در مجموعه تئاترشهر بپذیرند و با انتشار نتایج بررسی های کارشناسی درباره آسیب های وارد شده به مجموعه «تئاترشهر» و اطلاع رسانی کامل و دقیق به رسانه ها در برابر افکار عمومی پاسخگو باشند. در پایان، از دیگر خوانندگان این متن می خواهیم ضمن یادآوری روند تدریجی تبدیل خیابان «لاله زار» به مرکزی تجاری و به سکوت کشانده شدن سینماها و سالن های تئاتر آن، یکبار دیگر با تلخکامی اما با دقت بیشتر به تماشای فیلم «اجاره‎نشین ها» بنشینند!

بیانیه به مناسبت زلزله بم

زلزله ،بخشی از کشور عزیزمان را لرزاند. بالغ بر نیمی از شهر بم را نابود ساخت و جان تعداد کثیری  از هموطنان را گرفت. ضمن تسلیت این واقعه ناگوار به بازماندگان و خانواده های داغدیده و مردم ایران، از همه هنرمندان درخواست می کنیم تا در اقدامی سریع به باری عزیزانمان بشتابند. شاید از این طریق اندکی از رنج داغدیدگان کاسته شود.

( ۲۶/۱۲/۸۷ )

بیانیه در اعتراض به تهدید اماکن فرهنگی هنری

ظاهرا اعتراض های عمومی برای بازگشایی مجدد تئاتر نصر با سکوت مسئولان فرهنگی کشور مواجه شده و هیچ کس بر آن نیست تا نگرانی های هنرمندان تئاتر ایران را جدی بگیرد. فشار فزاینده بر نهادهای هنری روز به روز حادثه آفرین تر می شود. تئاتر پارس بسته و باز می شود وبه قول مسئول آن هنوز خطر برطرف نشده است. اداره تئاتر در معرض خطر قرار می گیرد. خانه تئاتری که قرار بود در خیابان صبا بازسازی و به اهل فن تحویل داده شود هنوز افتتاح نشده نفس های آخرش را می کشد. ساختمان انجمن پیکرتراشان تخلیه و وسایل آنها به خیابان ریخته می شود. سرانجام هم موجودیت خانه هنرمندان ایران زیر علامت سوال می رود وجدل های وقت گیر و بیهوده اداری با تایید ها و تکذیب ها همچنان دنبال می شود و نهایتا چنین استدلال می شود که چون شهرداری به پول نیاز دارد می خواهد بناهای غیر ضروری خود را به فروش رساند. آن چه ما را به جد نگران ساخته، اقدام گازنبری محاسبه شده برای قلع و قمع کردن هنر و خصوصا هنر تئاتر است. آیا تئاتر برای  سودجویان تا این حد خطرناک است که کمر به تعطیلی آن بسته اند؟

نمایندگان مجلس، متولیان فرهنگی کشور قصد ندارند برای نهادی که ردیف بودجه قائل شده اند، لب به سخن بگشایند و از هستی هنر کشور به دفاع برخیزند؟ این سکوت مستمر و سوال برانگیز تا کی؟ خوب می دانیم که اگر چنین اتفاق نامیمونی عملی شود، در آن صورت جمع گسترده ای از مخالفت ها را پیش رو خواهیم داشت. اگر فضای تنفسی هنر را فزونی بخشید،اعتماد عمومی را با خود همراه خواهید کرد.

( ۲۶/۱۲/۸۷)